آمار







قصه تلخ زندگی در کلبه تنهایی

   عشق نافرجام   

یه شب زمستونی دیگه
میرم کنار پنجره و یه سیگار روشن می کنم
خیره میشم به بارش برف
نگاهم با دوردست ها گره می خوره
برمی گردم به گذشته های دور
ای کاش الان پیشم بود
یه آرزوی محال

۱۳۸٧/۱۱/٢٧ - سیاوش

   اعتراف و تاسف   

شاید هیچ کس توی دنیا تا این حد عاشق کسی نبوده
دوست داشتم تمام دنیا رو بهش بدم
دوست داشتم همه آرزوهاش رو برآورده کنم
خیلی دلم می خواست همیشه باهاش بودم
توی تنهایی هاش ، وقتی غصه دار بود ، وقتی شاد بود
اون فکر می کرد من خیلی خودخواهم که اونو واسه خودم می خوام
فقط می تونم بگم اون یک فرشته بود
اما...
اما افسوس که مال من نبود

۱۳۸٧/۱۱/۱٥ - سیاوش