آمار







قصه تلخ زندگی در کلبه تنهایی

   بیوولف و گرندل   

دو شب پیش شبکه تهران فیلم (بیوولف و گرندل) رو پخش کرد . داستانی که باعث میشد بعضی هاااااااااااا یه کم به رفتارشون فکر کنن . به این که حس می کنن همیشه و همه جا حق با اوناست ولی حقیقت چیز دیگه ای می تونه باشه . بشر با حکم زور و تجاوز و وحشی گری به حیات بی معنی و بی دلیل خودش روی کره زمین ادامه میده و..... به همین اکتفا می کنم که انسان نباید بدون آگاهی و تحقیق و آنالیز کردن مسائل به صرف اینکه یه شخص یا گروهی موافق یا مخالف قضیه ای هستن , اون هم چشم و گوش بسته دنبال این جریان نا آگاهانه رو بگیره . قابل توجه اونایی که تو این هزاره سوم و عصر تکنولوژی دارن چشم و گوش بسته از عقاید پوسیده هزاران سال پیش تقلید کورکورانه می کنن . نا آگاهی و نادانی , بیماری بزرگ قرن بیست و یکم . قهر

۱۳۸٧/٩/٢٧ - سیاوش

   چی بگم ؟؟؟   

قرن بیست و یکم
هزاره سوم
اوج تکنولوژی و صنعت و علم
ولی همچنان بیداد نفرت و جنگ و فقر
خودتون قضاوت کنید
ما آدم ها چی هستیم؟
چرا این همه تبعیض و بدبختی وجود داره؟
کاشکی نسل بشر از روی کره زمین منقرض بشه تا من یکی راحت بشم


۱۳۸٧/٩/٢۱ - سیاوش

   اعتراف   

بعضی وقتا فکرای عجیبی به ذهنم میرسه

دوس دارم با تمام وجودم فریاد بزنم

۱۳۸٧/٩/۱٦ - سیاوش

   تمدن - جنگ - انقراض   

جنگ جهانی بعدی , جنگ تسلیهات اتمی خواهد بود
احتمالا نسل بشر منقرض میشه سبز
فیلم ترمیناتور 2 رو یادتون میاد
ترانه معروفش لرزه به تن آدم میندازه استرس
هنوز بعد از سالها که این فیلم رو می بینم یه حس دلهره وجودم رو آزار میده
انقراض نسل بشر توسط تمدنی که خودش خلق کرده

دانلود ترانه

۱۳۸٧/٩/۱٦ - سیاوش

   و پیامی در راه   

غروب یه روز پاییزی . اواسط آبان ماه . سرمای هوا رو میشه احساس کرد . دیگه خبری از طراوت تابستون نیست . گلهای شمعدونی باغچه از سرما میلرزن و ..... و پیامی در راه . هر بار این ترانه ی نیروانا رو گوش میدم همه غصه های دنیا توی دلم جمع میشه . 14 سال از مرگ نابغه موسیقی راک کورت کوباین میگذره ...

افسوسدانلود ترانه

۱۳۸٧/٩/۱٥ - سیاوش

   قلب شکسته   

بیست سال پیش خیلی چیزا مثل الان نبود . خیابونا خلوت و تمیز بودن . مردم با هم صمیمی تر بودن . بوی نون سنگک آدمو دیوونه میکرد . کارتونای روزای جمعه خیلی حال میداد . اون موقع من 5 سالم بود . هزار تا خاطره از ترانه ی اول قصه شب دارم . ساعت 10 شب آخرای پاییز . برقا هم رفته بودن . چقدر واسه دخترک کبریت فروش غصه خوردم ...

۱۳۸٧/٩/۱٥ - سیاوش

   مرگ آرام   

امروز صبح وقتی رفتم برای صبحونه نون سنگک بخرم , کنار خیابون با صحنه ای مواجه شدم که شاید تا آخر عمرم فراموشش نکنم . بچه کلاغی بخاطر سرما و برف از لونه ی بالای درخت افتاده بود و ... ناراحت

دیدن جسد بی جان بچه کلاغ خیلی در روحیه من تاثیر گذاشت . با چشم گریون رفتم نونوایی . شاید بعضی از آدما هم پیش خودشون گفتن این دیوونه شده که بی دلیل و بی صدا گریه می کنه . وقتی برگشتم خونه , این عکس رو توی اتاقم زدم . به یاد کلاغی که امروز از دنیا رفت . افسوس

 

خداحافظ کلاغ کوچولو گریه امیدوارم الان جای گرم و راحتی داشته باشی .

۱۳۸٧/٩/۱۳ - سیاوش

   در حسرت اشک   

بعضی وقتا دلم می گیره . دوست دارم گریه کنم . اونقدر که آروم بشم . بعضی وقتا هم اصلا نمی تونم گریه کنم . دلم اونقدر گرفته که حتی نمی تونم گریه کنم . اون وقته که احساس می کنم هر ثانیه به اندازه یک ساعت از عمرم می گذره . ولی دیگه برام اهمیت نداره افسوس

۱۳۸٧/٩/۱٢ - سیاوش

   گذران زندگی   

زندگی = 3 چیز

اول - خواستن : اراده و پشتکار می خواهد گاوچران

دوم - رفتن : جسارت و قدرت می خواهد از خود راضی

سوم - تجربه : ارزشمندترین دستاورد است آخ

بر تمامی اینها سایه غم پیداست افسوس

۱۳۸٧/٩/٦ - سیاوش

   وحشت مرموز   

خیلی وقتا حضور یه نفر رو در کنار خودم حس می کنم حتی سایه ی تیره و تارش رو می بینم که حرکت می کنه وقتی سرم رو برمی گردونم ... هیچی نیست شاید روح خسته خودمه که چشمش رو از من برنمی داره
۱۳۸٧/٩/٥ - سیاوش

   قلب سنگی   

بچه که بودیم , وقتی یه بزرگتر دعوامون می کرد , وقتی که موقع دیدن کارتون پسر شجاع یا سرنتی پیتی برقا می رفتن گریه می کردیم . چندین سال که گذشت , وقتی دلمون می شکست گریه می کردیم . وقتی فهمیدیم توی این دنیا چه کاره ایم و کجای صف وایسادیم بخاطر هر چی و هر کس گریه کردیم . ولی الان... لبخند رو که سال هاست فراموش کردیم گریه هم دیگه نمی کنیم شاید قلبمون بیشتر از همیشه سنگی شده
۱۳۸٧/٩/٥ - سیاوش

   درد حضور   

روزگاری در غم و اندوه و درد , قصه تلخ زمان آغاز گشت ... ناراحت

 

۱۳۸٧/٩/٥ - سیاوش