آمار







زمزمه گلاکن - قصه تلخ زندگی در کلبه تنهایی

   زمزمه گلاکن   

به دوران دور و کم رنگ کودکی که برمی گردم ، خیلی خاطره ها توی ذهنم تداعی میشه ولی بعضیاشون دقیقا از جلوی چشمام رد میشن . از بارونای پاییز و غروب مدرسه تا برگای توی خیابون تاریک محله مون . شاید سن خیلی ها قد نده . کارتونای بعدازظهرها رو خیلی دوست داشتم . مخصوصا یکیشون رو . زمزمه گلاکن . خیلی خف و تاریک و مجهول بود . شدیدا ذهن رو درگیر می کرد . من فکر می کنم واسه 30 تا 50 سال درست شده بود ولی واسه ما بچه های 7-8 ساله پخش میشد . حالا من باید با آنالیز معصومانه و کودکانه اون همه معادله چند مجهولی رو حل می کردم . هر چند زیاد چیزی ازش نمی فهمیدم ولی دوستش داشتم . یه حس ماجراجویی توش بود . الان بعد از سال ها می فهمم زمزمه گلاکن چی رو می خواست به من نشون بده ." دنیا هیچ پایانی نداره اگه شروعش رو خوب آغاز نکنیم" . دلم واسه بچگی هام تنگ شده . کاشکی می شد همه چی رو دوباره آغاز کرد . افسوس

۱۳۸٧/۱٢/٤ - سیاوش