اندوه جدایی
گاه یک لبخند به اندازه ی صد بوسه ی عاشقانه تسکین دارد
گاه پنجره ی رو به هوای پاییز
غربت تیره و تار دلم را تا هوای خوش گرمای تجلی به پرواز در آورده و
خاموشی سرد لب هایم را به سخن وا داشته است
افسوس که در پایان میهمانی آتشین خنده و خاطره ها
بر سنگ مزار عشق اول آخرم
ضربه ی تلخ حقیقت به دل دردمند و پریشانم
اندوه جدایی را بیاد آورده است

۱۳۸٧/۱٢/۱٤ - سیاوش |
من سیاوش هستم
تنها و عاشق تنهایی
بدجوری پاییز رو دوست دارم
تنها عشقم رو از دست دادم
همیشه به یادشم
همیشه عاشقش هستم
و بهش وفادار می مونم