آمار







رفاقت ، مهربانی ..... تنهایی - قصه تلخ زندگی در کلبه تنهایی

   رفاقت ، مهربانی ..... تنهایی   

بعضی وقت ها بیشتر از همیشه احساس تنهایی می کنم
وقت هایی که چند روز با دوستان دور هم جمع هستیم
بعدش همه برمی گردیم سر خونه و زندگیمون
وقتی میام خونه
تک و تنها
خونه تاریک و سوت و کور
خاک تنهایی و گرد خستگی بر چهره ی کلبه ی تنهایی من
زیر نور غم گستر پایان روز
تنگ غروب
این وقتها بیشتر از هر وقت دیگه احساس تنهایی می کنم
این چند روز با دوستای عزیزم شهاب و دورین بودم که از آلمان اومده
امشب هم تا دیر وقت با هم بودیم و حالی کردیم
یک دنیا صداقت
یک دنیا سادگی
آخر کلام یه چی بگم و برم
اگه یه دوست خیلی خیلی خوب دارید که واقعا همدیگه رو دوست دارید قدر این رفاقت رو بدونید
باور کنید خیلی ارزش داره
بیشتر از هر چیز دیگه

۱۳۸۸/۳/۱٢ - سیاوش