قلب شکسته

بیست سال پیش خیلی چیزا مثل الان نبود . خیابونا خلوت و تمیز بودن . مردم با هم صمیمی تر بودن . بوی نون سنگک آدمو دیوونه میکرد . کارتونای روزای جمعه خیلی حال میداد . اون موقع من 5 سالم بود . هزار تا خاطره از ترانه ی اول قصه شب دارم . ساعت 10 شب آخرای پاییز . برقا هم رفته بودن . چقدر واسه دخترک کبریت فروش غصه خوردم ...

/ 6 نظر / 26 بازدید
دختری که هیچگاه پیدا نشد

چقدر زیبا و با احساس می نویسی سیاوش جان تاخیر مرا پذیرا باش عزیز دل خیلی دچار سردرگمی شده ام من آپ کردم و منتظر قدمهای پر مهر تو عزیز دل[گل]

فهیمه

من هر وقت کارتونشو ببینم گریم می گیره نمی دونم چرا یکدفه ای بغض می کنم

فهیمه

ایشالا هیچ وقت قلبت نشکنه[بغل][بغل]

شروين

مرسي سياوش واقعا حس زيبايي تو نوشته هات بود اميدوارم هميشه شاد باشي