وحشت مرموز

خیلی وقتا حضور یه نفر رو در کنار خودم حس می کنم حتی سایه ی تیره و تارش رو می بینم که حرکت می کنه وقتی سرم رو برمی گردونم ... هیچی نیست شاید روح خسته خودمه که چشمش رو از من برنمی داره

/ 3 نظر / 15 بازدید
بهنام

سیاوش مواظب خودت باش دیوونه شدی ها حالا من بهت گفتم [بغل]

رویا

اینطوری نگو ..من میترسم

فهیمه

عزیزم درکت می کنم چی می گی گلم بیا بغلم[ناراحت][بغل]